بارتولد عقیده دارد که “نام کاسپی جمع واژهٔ کاس است و پسوند «پی» علامت جمع عیلامی است. بنابر این کاسپیان همان کاسیان هستند، به عبارت دیگر کاسپیان تیره ای از کاسی ها هستند که کرانه های دریای خزر را به کوهستان های غرب ایران و زاگرس مرکزی ترجیح دادند و به همراه سایر تیره های این قوم به غرب کوچ نکردند”. کاشّو و کاشیتو ایزد و الهۀ گیاه مستی آور (هوم) بوده اند.

نظر شخصی من با توجه به اینکه والری فلاک، کاسپیان را سگپرست نامیده این است که این نام ترکیبی از واژه های اوستایی “کا” (دوست داشتن) و “سپه” (سگ) است. در مقابل نام کادوسیان (کاتوزیان شاهنامه) مرکب از “کا” (دوس داشتن) و “توزی/توژی” (کوه زی/ بزکوهی) است. آئلین، هرکانیان و استرابون، آلبانیان را نیز سگپرست معرفی نموده اند. ولی از نویسندگان قدیم کسی کادوسیان را سگپرست معرفی نکرده است. نظر به معنی لفظی سکا (شاک کُردی و شُکای مازندرانی به معنی بزکوهی) کادوسیان را می توان از مهاجرین سکایی شمرد.

راجع به ریشه و معنی واژه توژی (کوه زی) گفتنی است، کسروی معتقد است پسوند “تی” (تو) در نام کوههای آذربایجان به معنی کوه بوده است. تهه سانسکریت و تاو قفقازی و تبر مازندرانی به معنی کوه و تپه فارسی (تَپ/تَو کوچک) درستی این نظر را تأیید می کنند. به نظر می رسد کوتی مازندرانی به معنی تپه در اصل کوه کوچک ( کِه و تی) بوده باشد.

احتمال اینکه توژی در اصل تو ژی یعنی مار نیرومند هم درک میشده است، زیاد است چه هم در سمت نواحی کردنشین و هم سمت گیلان و هم سمت خراسان و بلخ با تقدیس اژدها مواجه میشویم: موسی خورنی ازویشاپازوننر ها (اژدها نژادان) سمت کوه آرارات منظور کُردان سخن گفته و در بلخ سکه ای با تصویر اژدها کشف شده و کوه البرز در اساطیر با آژی دهاک تازی پیوند خورده و نقش اژدها بر درفش پارتیان سمت خراسان نقش بسته بوده است. مطابق هرودوت، اسکیتان، الهۀ مادر زمین خود را به صورت نیمه زن و نیمه مار تجسم می نمودند. لذا بی جهت نیست که یونانیان نام کیمریان سکایی را به شکل شیمِریا به صورت بزکوهی شیر مار به تصویر کشیده اند.

تصور میکنم ی کی از این حیوانات اساطیری٬ توزی دوسی در نام کا توزی/کا دوسی (توزی/دوسی پرست) بوده است. بیشتر آن گریفون جلب توجه می نماید (آن گریفونی که تن شیر و سر عقاب دارد)؛ چه در اسطوره گرجی امیران٬ سگبالدار در ارتباط با مردم کادژی (کاتوزی/کادوسی) است.

تاریخنامه چینی تانگ شو در رابطه با نام تبرستان میگوید: “یک تو پا سه تان (محل موجود درنده/ببر) هم آنجا وجود دارد که آن را تو پا سا تان (تبرستان) نیز می نامند.” از گفته این تاریخنامه معلوم میشود تبرستان (مازندرانی) دیگری نیز وجود داشته است که به غیر از این تبرستان بوده است. نام مشابه با نام قدیمی مازندران یعنی کاسپیان (گرامی دارندگان سگان) را در نام شهر کاسپاتیر در نواحی پاکتیک ها (پختو/پشتو ها) می یابیم که نامش را می توان به معنی محل گرامی دارندگان سگ وحشی و آسیب رسان گرفت که به نظر میرسد همان شهر کنونی تیراه پاکستان در نزدیکی مرز افغانستان بوده باشد. مطابق هرودوت سگان وحشی (گرگان سرخ) در این ناحیه هند که در جوار شهر پاکتیک نشین کاسپاتیر بوده در روی معادن طلا کنام داشته اند و هندی ها تصور میکرده اند که طلای این نواحی را نوعی مورچه تولید می کند و ایشان برای بدست آوردن طلا باید از سد این سگان وحشی و مورچه های پدید آورنده طلاها که هرودوت آنها را در هم آمیخته بگذرند. برای این کار با گاریی که به یک شتر ماده دارای بچه شیرخوار و دو شتر نر دو سوی آن می بستند و طلا ها را بر داشته و به سرعت از آنجا دور میشدند تا گرفتار سگان وحشی درنده مورچه ها نگردند. هرودوت به صراحت اضافه میکند که “شاه منطقه از این حیوانات چند رأس دارد.” از این گفته هرودوت معلوم میشود که سگان وحشی یا گرگان سرخ سمت هند مقدم مقام توتمی و تقدس داشته اند.

بنابراین معلوم میشود نام مازندران هم در اصل مزن درَ ان بوده است یعنی محل درنده بزرگ (ببر). از آنجاییکه مطابق روایت کتاب پهلوی زادسپرم در مورد مقتول شدن ثریت توسط سگان وحشی ایرانیان باستان، ببر (درنده) را سگ وحشی می گفته اند، نام و نشان سرزمین کاسپاتیریان سمت هند پاکستان و افغانستان با کاسپیانه مازندران در هم آمیخته است.

زنده یاد حسین کریمان می آورد: “در شاه نامه، مازندران بر دو محل ناظر است: یکی در مغرب در عربستان و حدود یمن و مصر و شام و دیگری در مشرق در لاهور و مولتان و کشمیر و حدود بدخشان و فلات پامیر. ” ولی وی از مازندران اصلی که همین مازندران ایران است صرف نظر میکند.

اطلاق نام دیوان مازنی و دیوان دژ بهمن به مردم سمت نواحی امپراطوری آشور از آنجا عاید شده است که لشکریان آشوری تحت رهبری رئیس رئیسان شانابوشو در آغاز عهد آشوربانیپال برای تسلیم خشثریتی (سومین فرمانروای ماد، کیکاوس شاهنامه) که از سمت کاشان (کارکاشی) به شهر آمل مازندران پناه برده بود، رفتند و در آن منطقه از آترادات پیشوای آماردان (گرشاسب/رستم) و مادها شکست خورده و قتل عام شدند و نام و نشان اساطیری آشوریان در روایات دینی به عنوان دیوان مازندران و دیوان دژ بهمن (نینوا) ثبت شد.

علی مفرد

منبع: پارسیان دژ

افکار و عقاید خود را با دیگران در تالار گفتمان تاریخ فا به اشتراک بگذارید و همچنین از کتابخانهو نگارخانه تاریخی این تارنما دیدن فرمائید:

با تاریخ فـا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان باستان همراه باشید…

تاریخ فا ، مرجع تاریخ و تمدن ایران و جهان

tarikhfa.com